تبلیغات
شناخت شیطان - شعر-رزم رستم و سهراب2

شناخت شیطان

{وَاَلعَصر اِنَّ اِلاِنسان لَفی خُسر}(قسم به زمان که انسان در زیان است.)

21 مرداد 89

شعر-رزم رستم و سهراب2

نویسنده: mohsen 21   طبقه بندی: شعر، 

 گلچینی از داستان کلی رستم و سهراب

{شاهنامه}

رزم رستم و سهراب(2)

به کشتی گرفتن بر آویختند

زتن خون و خَوی را فروریختند

بزد دست سهراب چون پیل مست

بر آوردش از جای و بنهاد پست

یکی خنجر آبگون بر کشید

همی خواست زتن سرش را برید

به سهراب گفت ای یل شیر گیر

کمند افکن و گرد و شمشیر گیر

دگر گونه تر باشد آیین ما

جز این باشد آرایش دین ما

کسی کاو به کشتی نبرد آورد

سر مهتری زیر گرد آورد

نخستین که پشتش نهد بر زمین

نبرّد سرش گرچه باشد به کین

دلیر جوان سر به گفتار پیر

بداد و ببود این سخن دلپذیر

رها کرد زو دست و آمد به دشت

چو شیری که بر پیش آهو گذشت

همی کرد نخجیر و یادش نبود

از آن کس که با وی نبرد آزمود

چو رستم زدست وی آزاد شد

به سان یکی تیغ پولاد شد

خرامان بشد سوی آب روان

چنان چون شده باز جوید روان

بخورد آب و روی و سر و تن بشست

به پیش جهان آفرین شد نخست

همی خواست پیروزی و دستگاه

نبود اگه از بخشش هور و ماه

وزان آب چون شد به جای نبرد

پر اندیشه بودش دل و روی زرد

چو سهراب شیر اوژن او را بدید

زباد جوانی دلش بر دمید

چنین گفت کای رسته از چنگ شیر

جدا مانده از زخم شیر دلیر...

بار دیگر دو پهلوان به کشتی گرفتن پرداختن و این بار...

غمی بود رستم بیازید چنگ

گرفت آن بر و یال جنگی پلنگ

خم آورد پشت دلیر جوان

زمانه بیامد نبودش توان

زدش بر زمین بر به کردار شیر

بدانست کاو هم نماند به زیر

سبک تیغ تیز از میان بر کشید

بر شیر بیدار دل بردرید

بپیچید و زان پس یکی آه کرد

ز نیک و بد اندیشه کوتاه کرد

بدو گفت کاین بر من از من رسید

زمانه به دست تو دادم کلید

کنون گر تو در آب ماهی شوی

و گر چون شب اندر سیاهی شوی

وگرچون ستاره شوی بر سپهر

ببرّی ززز روی زمین   پاک مهر

بخواهد هم از تو پدر کین من

 چو بیند که خاک است بالین من

از این نامداران گردن کشان

کسی هم برد سوی رستم نشان؟

که سهراب کشته است و افکنده خوار

تو را خواست کردن همی خواستار

چو بشنید رستم سرش خیره گشت

جهان پیش چشم اندرش تیره گشت

بپرسید زان پس که امد بهوش

بدو گفت با ناله و با خروش

که اکنون چه داری ز رستم نشان؟

که کم باد نامش زگردن کشان

بدو گفت ار ایدون که رستم تویی

بکشتی مرا خیره از بد خویی

زهرگونه ای بودمت رهنمای

نجنبید یک ذره مهرت زجای

کنون بند بگشای از جوشنم

برهنه ببین این تن روشنم

چو بگشاد خفتان و آن مهره دید

همه جامه بر خویشتن بر درید

همی ریخت خون و همی کند موی

سرش پر زخاک و پر از آبروی

بدو گفت سهراب کاین بدتری است

به آب دو دیده نباید گریست

از این خویشتن کشتن اکنون چه سود؟

چنین رفت و این بودنی کار بود

***

نظرات() 
مهدی
30 مرداد 96 10:42 ق.ظ
چرا هیچ جا نمیشه شعر کامل رو گیر اورد
معنی کردن این شعر خیلی سخت نیست
What is the tendon at the back of your ankle?
17 مرداد 96 01:34 ق.ظ
It's going to be end of mine day, however before finish I am reading this great post to increase my knowledge.
Arlette
25 اردیبهشت 96 08:02 ق.ظ
Hi, after reading this amazing post i am as well cheerful to share my knowledge here with mates.
manicure
8 فروردین 96 12:25 ق.ظ
Great post. I was checking continuously this
blog and I am impressed! Extremely helpful information specifically
the last part :) I care for such info much.
I was looking for this certain information for a long time.
Thank you and best of luck.
MohammadNrz
14 فروردین 95 01:37 ب.ظ
MohammadNrz
14 فروردین 95 01:35 ب.ظ
معنیش مهم اینكه بدرد كسى نمیخوره
MohammadNrz
14 فروردین 95 01:34 ب.ظ
معنیش مهم اینكه بدرد كسى نمیخوره
MohammadNrz
14 فروردین 95 01:32 ب.ظ
معنیش مهم اینكه بدرد كسى نمیخوره
ریحانه
3 آذر 94 03:01 ب.ظ
پس معنیش كو
مسافر
10 بهمن 93 12:03 ق.ظ
سلام
انسان ایرانی - انسان نجیب ایران - انسان بزرگوار ایرانی نباید اعلام کند که من به شاهنامه دسترسی ندارم .
عزیزان ایرانی و ایران زمین اگر ما کتاب های فردوسی و مولوی و سعدی و حافظ را فراموش کنیم . جهانیان نیز مارا فراموش میکنند . و اعراب ما را احاطه می کنند . لذا بعد از نماز و قرآن و دعا . یک بیت شاهنامه بخوانیم تا بدانیم کجا بوده ایم و باید کجا باشیم .
الی خانم
15 آذر 93 12:41 ب.ظ
لطفا ابیات کامل روبذارید. یک بخش هاییش کاملاحذف شده.دوستایی که به معنی احتیاج دارن چیزی که توسایت هازیاده نثره شعره راحت میشه پیداکردوباشعرش مطابقت داد
24 آبان 93 07:22 ب.ظ
متن کتاب رو کپی کردین نوشتین ما معنی شعررو میخواییم
مهرداد
14 آبان 93 08:51 ب.ظ
متن کتاب را نوشتی اسمشو میگذاری متن کامل
13 آبان 93 07:31 ب.ظ
بابا کمتر
محمد
29 مهر 93 12:14 ق.ظ
پس کو جواب من معنی میخوام باید کنفرانسسسسسسسس بدم............
محمد
29 مهر 93 12:12 ق.ظ
پسسسسسسسسسسسسسسسسس کوووووووووووووووووو جوابببببببب
مریم
11 مهر 93 01:42 ق.ظ
پس معنییییییییییییییششششش کووووووووو........
19 آبان 92 10:44 ب.ظ
چه مسخره...
این که خود متن کتابه
هلن
9 آبان 92 07:15 ب.ظ
ببخشیدا این ک همون متن کتابه...
فاطمه
4 آبان 92 06:54 ب.ظ
چراادامه نداره عزیزم
22 مهر 92 09:06 ب.ظ
MOUNES
20 مهر 92 08:12 ب.ظ
آقاااااااااااااااا من گناه دارم کمکم کنین لطفاچرامعنی درست پیدانمیکنم یامثه همن یاسایت نمیادچراآیااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
MOUNES
20 مهر 92 08:10 ب.ظ
اونوقت من معنی میخوام چراپیدانمیکنم؟فردابایدکنفرانس بدم؟
نغمه
20 مهر 91 09:26 ب.ظ
لطفآ ادامه ابیات من به شاهنامه دسترسی ندارم ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

نظرسنجی

    بهترین راه آزار شیطان چیست؟





حدیث
اوقات شرعی